شاید این جمعه بیاید شاید
در به در کوچه تنهایی ام
نغمه تو از همه پرشورتر
محنت این قافله را کم کنی
مایه آسایه ما می شدی
یک شبه حلال مسائل شود
سینه مرا عطشی دست داد
شعله به دامان سیاوش گرفت
نامه تو خط عوان من است
بر من ظلمت زده یک شب بتاب
تا بتوانم به رخت بنگرم
کی و کجا وعده دیدار ما
بر یتیمان علی سر می زنی
کیسه نان و رطب بر دوش کیست
بر یتیمان من امدادی کند
گرم سازد خانه های سرد را
شیوه رندی و شبگردی چه شد
آب تنها در میان کوزه نیست
تا درو جوشد شراب معرفت
ینفقون بنیوش و در انفاق کوش
لن تنالو البر حتی تنفقوا
شستشویی کن به می سجاده را
رکعتی تنهی عن الفحشا بخوان
از اذانت گوش شیطان کر شود
بیخود از خود تا خدا پرواز کن
لیس لالانسان الا ما سعی
سرگذشت انبیا افسانه نیست
جنگ با مکر و فریب اغنیاست
آیه های نور و تسلیم و حضور
جز الوهیت رهی در پیش نیست
هرکه را دیدم به دل بت می سرشت
هر صنم سرگرم ذکر یا صمد
پیکر ما را در آتش افکنید
می توان تا مبدا خود پرگشود


دوستت دارم مهدی جونم .... هوارتااااااا